|
Monday, June 21, 2004
ok! anonymous! begin repeat sarekarmoondan; until hosele=0 end. همون کارایی که میکردم با اون این با من میکنه سعی میکنم همون جوابایی رو که اون به من میداد به این ندم ولی مگه میشه .. الان میفهمم همه چی، دست خودم بوده posted by Gorbe | 6/21/2004 02:04:00 PM هیچی نمیشه پست کرد. آره هیچی نمیشه پست کرد posted by Gorbe | 6/21/2004 11:30:00 AM Thursday, June 17, 2004
- حاجی! - آخ آخ آخ - اسم دهقان فداکار اگه گفتین چی بود؟؟ ریزعلی خواجوی! ( برنده مسابقه) - تصور کن یه خلبان خیلی خشن و خفن داره میره توی کوه.. پشماش ریخته خیلی خفن میگه negative! negative! negative! posted by Gorbe | 6/17/2004 02:03:00 PM Wednesday, June 16, 2004
چند سال دیگه، گربه نره میشینه جلوی تلویزیون که برنامه کودک تماشا کنه ، یه کارتون نشون میده ، که کارتونه داستان این قسمتش یه دختره بود که میخواست تا آخر عمرش دوست پسرش بغلش کنه ،پسره هم قبول میکنه و یه شب میکشتش..میزنه کانال 69004 فیلم سوپر 3D میبینه ، بین برنامه ها توی تبلیغها ، تبلیغ یه بازی رو میبینه که اسمش Fucking Dragon Simulator 3ه..میزنه کانال علمی یه خبر نشون میده از یه تحقیق ژنتیک که طی اون مرغها میتونن ساعتی یه تخم سه زرده ی دونطفه ی دو کیلویی پوس نازک تولید کنند. توی برنامه قبلی گفته بود که یه گاوداری طی یک حرکت ابتکاری با نشان دادن فیلم "بع بع نخراشیده" به گوسفندها ولع آنها را برای خوردن علف به میزان 32% زیاد کرده است. "بع بع نخراشیده" اسم یه فیلم هنری بود که توی اون یه گوسفند، از دنیا اومدن ،کشته شدن تا خوردنش رو نشون میداد تا جاییکه دو نفر داشتن تو جیگرکی سفارش غذا میدادن و بعدش به هم میگن که اگه گوسفندا این صحنه رو ببینن تو سینما دوتاشون غش میکنن، بعد ادای گوسفندارو در میارن. اما این خبر حاکی از این بود که هیچکدوم از گوسفندها سکته نکرده اند و این دلیل بر بی ضرر بودن این تکنیک است.. شبکه اقتصادی ، بحث دعوای مالکیت معدن هلیوم کوههای آتاترک رو پخش میکرد. مسابقه بزرگترین قارچ جهان دیگه الان سر بحثای استاتیک و مقامت مصالحه که قارچه لبه هاش نشکنن یا زیرش له نشه وقتی رشد میکنن.. Harley Davidson الان اسم یه محل تو اقیانوس اطلسه که اونجا پاتق جیت سکلت سواراس . یه خبرهایی هم هست که تا چند سال د یگه جت سدان بیرون بدن و توی شهرها اجازه بدن تا چند سال بعدش.
shed! posted by Gorbe | 6/16/2004 01:14:00 PM Thursday, June 10, 2004
آقا عجب جاییه این دهکده جهانی، ما داهات که بودیم باورمان نمیشد اینقد سیستم داشته باشد و مد روز باشد از یک طرف مسابقات کشتی در کانال سه پخش بشود، از طرفی دیگر طنابکشی بچه معروفا از طریق دهکده جهانی، شاید یه شیش ماه جای یاهو مسنجر رو بگیره و چیز خوبی بشه ولی الان شوی عصرانه قشنگیه.
پ .ن : اینجارو به هیچ وجه از دست ندین،شادی و روحیه فرد رو حتی در مواردی سه برابر کرده. posted by Gorbe | 6/10/2004 03:19:00 PM تابستون! .... هنوز نشده. به پریز برق نگاه کنی و فکر کنی ، کی باورش میشد روزی از دوتا سیم بی جون همچین قدرتی بیرون بیاد که بتونه یه موتور گنده رو تکون بده. its revoloution baby به کمدت نگاه کنی و فکر کنی، کی باورش میشد روزی که داشتی فلان اسباب بازی رو باهاش بازی میکردی.. بشه اسباب بازی مورد علاقت توی بیست و دو سالگی lal lal laaa, lal lal lara lal , lal lal laaaa اون آدامسه که از پشت چهارراه خریدی، اینهمه اتفاق باحال افتاد بعدش!.. سر همون آدامسه.. موقع خریدنش اصلن فکرشو میکردی؟ clap clap.. chachap chachap.. just make a clap.. chachap chachap توی راهنمایی... فکرشو میکردی این آدمها.. بعدن هرکدوم کجای زندگیت باشن؟ وقتی وبلاگ باز کردی.. فکرشو اصلن میکردی که وبلاگت اینقدر توی زندگیت تاثیر داشته باشه؟ شت!... اگه هنوز زندگی رو دوست دارم.. بخاطر همین چیزاشه. اینکه نمیتونم روز بعدیمو پیش بینی کنم.. اینکه چپ و راست دارم سورپریز میشم. نهایتن اتفاقا از یه مرزی دیگه جدیدتر نمیشه.. همشون توی گردالیه زندگین.. ولی یه داستانیه .. که عمرن صفحه بعدشو نمیتونی ببینی و انتظار میکشی که بخونیش.. اینش خیلی برام جالبه که یه آدم جدید رو که میبینم، توی ذهنم شروع میکنم خیالبافی.. که "هی! همه آدمهای مهم زندگیم از یه همچین جایی شروع شدن به مهم شدن".. و این لذت بخشه.. که قرار نیست همه چیز ثابت بمونه.. قراره زلزله بیاد.. قراره حکومت عوض شه.. قراره جنگ بشه یه جای دنیا.. کلی آدمهای دیگه که الان نمیشناسمشون قراره قشنگترین و زشت ترین لحظه های عمرم رو برام بسازن. اینکه ماشین هایی ساخته میشه که من از قیافشون هیچ ایده ای ندارم و قراره مال من باشن. لباسهایی که هیچ ایده ای ازشون ندارم و قراره لباسهای دوست داشتنیم باشن. الان، یجور شهوت نسبت به آینده.. sweet dreams are made of these...... posted by Gorbe | 6/10/2004 01:08:00 AM Tuesday, June 08, 2004
دخترک در حالی که داشت غرق میشد چشمهایش را به هم فشار داد، گلویش را فشرد ،
فریاد زد "بولاب بولاب بولاب" posted by Gorbe | 6/08/2004 12:44:00 PM Monday, June 07, 2004
دلم واسه کامنت تنگ شد یهو =) هویجوری!
posted by Gorbe |
6/07/2004 02:20:00 PM
نمیدونم این عکسه کجاش کلیشه ایه.. ولی هست.. هوم؟ posted by Gorbe | 6/07/2004 01:53:00 PM A Feast Of Friends Wow, I'm sick of doubt Live in the light of certain South Cruel bindings. The servants have the power dog-men and their mean women pulling poor blankets over our sailors I'm sick of dour faces Staring at me from the TV Tower, I want roses in my garden bower; dig? Royal babies, rubies must now replace aborted Strangers in the mud These mutants, blood-meal for the plant that's plowed. They are waiting to take us into the severed garden Do you know how pale and wanton thrillful comes death on a strange hour unannounced, unplanned for like a scaring over-friendly guest you've brought to bed Death makes angels of us all and gives us wings where we had shoulders smooth as raven's claws No more money, no more fancy dress This other kingdom seems by far the best until it's other jaw reveals incest and loose obedience to a vegetable law. I will not go Prefer a Feast of Friends To the Giant Family. Thursday, June 03, 2004
طرف همچین زد تو دهنم خون زد بیرون. "همچین" البته اینجا یه دستگاهیه بزرگتر از موچین که باهاش همبرگرها رو روی نون ها میچینن.
posted by Gorbe |
6/03/2004 03:31:00 PM
|
|